كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
433
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
لا تَقُمْ نايست براى نماز فِيهِ در آن مسجد أَبَداً هرگز لَمَسْجِدٌ هر آئينه مسجدى كه أُسِّسَ بنا نهاده شده است عَلَى التَّقْوى بر پرهيزگارى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ از روز نخستين مراد مسجد پيغمبر ص است و اشهر و اظهر آنست كه مسجد قباست در محله بنى عمرو بن عوف حضرت رسالتپناه اوّل كه بحوالى مدينه رسيد بمحله قبا فرود آمده چهارده روز آنجا اقامت فرمود و در ان ايّام اساس مسجد قبا افگند و آن اوّل مسجديست در مدينه كه حضرت رسالتپناه ص آنجا نماز گذارده و در تشويق الحرمين از ابن عمر رض نقل مىكند كه حضرت رسالتپناه هر روز شنبه سوار يا پياده به مسجد قبا رفتى و در آنجا دو ركعت نماز گذاردى و در روايت آمده كه دو ركعت نماز را در مسجد قبا اجر عمره است حق سبحانه مىفرمايد كه مسجدى كه اساس او بر تقواست أَحَقُّ سزاوارترست أَنْ تَقُومَ فِيهِ بهآنكه قيام كنى درو از براى نماز فِيهِ در آن مسجد مؤسّس بر تقوى رِجالٌ مردانند از پاكيزه طينتى يُحِبُّونَ دوست مىدارند أَنْ يَتَطَهَّرُوا آنكه پاكى ورزند از انجاس و اخباث يعنى پيوسته بر طهارت باشند و گفتهاند بر جنابت خواب نهكنند منقول است كه بعد از نزول اين آيت حضرت رسالتپناه ص از اهل مسجد قبا پرسيد كه آن كدام طهرست كه حق سبحانه بدان بر شما ثنا گفت جواب دادند كه آب از پى درمىآوريم احجار ثلثه را يعنى در استنجا و نزد جمعى مراد طهرست از معاصى و خصال مذمومه وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ و خداى تعالى دوست مىدارد پاكىورزندگان را أَ فَمَنْ أَسَّسَ آيا هر كس كه اساس افگند بُنْيانَهُ بناى امور دين خود را عَلى تَقْوى بر ترسكارى مِنَ اللَّهِ از خداى وَ رِضْوانٍ و طلب خوشنودى او خَيْرٌ بهترست أَمْ مَنْ أَسَّسَ يا آنكس كه اساس نهد بُنْيانَهُ بناى امور دين خود را عَلى شَفا جُرُفٍ بر كناره رودى كه زيرش بمرور سيل زده شده و ظاهرش بجاى ايستاده باشد هارٍ شكافته شده و نزديك بافتادن رسيده و اين چنين زمين سستترين قواعد باشد و چون بر آن بنا كنند فَانْهارَ پس آن زمين سست گردد و در افتد بِهِ با بنا يا بانى آن فِي نارِ جَهَنَّمَ در آتش دوزخ و اين مثلست از براى آنها كه بنياد دين خود بر امور باطله نهند و مآل مهم ايشان رجوع باشد به دوزخ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ و خداى راه نمىنمايد گروه ستمكاران را بر آنچه مقصود ايشانست لا يَزالُ هميشه هست بُنْيانُهُمُ بناى ايشان الَّذِي بَنَوْا آن بنائى كه بنياد نهادهاند آن را بر اغراض فاسده رِيبَةً سبب شك و نفاقى فِي قُلُوبِهِمْ در دلهاى ايشان زائد بر شك نفاقى كه دارند و گفتهاند كه مراد تخريب بناى ايشانست كه بعد از رجوع تبوك ايشان استدعا نمودند كه آن حضرت به مسجد ايشان درآيد و نماز گذارد آيت آمد كه لا تَقُمْ فِيهِ أَبَداً حضرت رسالتپناه ص فرمود تا مسجد را بكندند و سوختند و حكم شد كه آن مسجد موضع مزبله اهل مدينه باشد بيت پس نبى فرمود كآن را بركنيد * مطرح خاشاك خاكستر كنيد حق سبحانه مىفرمايد كه هميشه باشد خرابى بناى ايشان واسطه تزايد شك و نفاق ايشان يعنى پيوسته در غم و حسرت و نفاق و ريبت خواهند بود بسبب اين تخريب كه چرا ما اين بنا كرديم كه فائده نداشت و ازين حسرت دلهاى ايشان پاره پاره شود چنانچه مىفرمايد إِلَّا أَنْ تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ مگر آنكه پاره پاره كرده شود دلهاى ايشان به حيثيتى كه قابليت ادراك در ان نماند و گفتهاند تقطيع قلوب ايشان بقتل وقوع يابد يا به مرگ يا در قبر يا در دوزخ و قول جمعى آنست كه پيوسته به توبه و استغفار و ندامت بر مثل آن امور وَ اللَّهُ عَلِيمٌ و خداى دانا است بتاسيس بناى ايشان كه بچه نيت بوده حَكِيمٌ حكمكننده است به خرابى آن بر وجه حكمت و در تفسير وسيط از محمد بن كعب قرطبى نقل مىكند كه چون در ليلة العقبه هفتاد يا هفتاد و پنج تن از اهل مدينه با حضرت رسالتپناه ص بيعت مىكردند عبد اللّه رواحه رض گفت يا رسول اللّه ص شرط كن براى خدا و براى خود آنچه مىخواهى حضرت فرمود شرط مىكنم براى خدا آنكه او را بپرستيد و به دو شريك نياريد و براى خود آنكه مرا نگاه داريد از آنچه نفسها و دلهاى خود را نگاه مىداريد گفتند چون بدين امر قيام نمائيم جزاى ما چيست فرمود جزاى شما بهشت خواهد بود انصار گفتند ربح المبيع لا نقيل و لا نستقيل خريد و فروخت سودمند است ما درين بيع سود كرديم هرگز اقاله نخواهيم نمود حق سبحانه از ان بيع و شراء خبر مىدهد كه .